جغرافیا و برنامه ریزی منطقه‌ای

جغرافیا و برنامه ریزی منطقه‌ای

بررسی تطبیقی آثار علم و جهل غار و مغرور و تبیین ابعاد ژئوپلیتیکی آن

نوع مقاله : مقاله های برگرفته از رساله و پایان نامه

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران.
2 گروه حقوق، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران
چکیده
جهل نه منافی اهلیت اداء است و نه منافی اهلیت وجوب، اما با این وجود، دین مبین اسلام جهت رفع حرج از مکلف و تساهل بر او، آن را به عنوان یکی از اسباب تخفیف بر مکلف به شمار آورده است. اما این تخفیف بدین معنا نیست که جهل بهتر از علم باشد بنابراین علمای فقه و اصول برای اعتبار جهل به عنوان یکی از اسباب تخفیف بر مکلف ضوابط و معیارهایی گذاشته‌اند که نه عذر به جهل را به صورت مطلق پذیرفته‌اند و نه آن را به صورت مطلق رد کرده‌اند چون از طرفی اگر شخص جاهل مطلقاً و بدون هیچ ضابطه‌ای معذور باشد احکام اسلامی تعطیل شده و علم و جهل با هم برابر می‌شود، مکلف نسبت به تکلیف بی توجه می‌شود و جهت فرار از تکلیف و مسئولیت به جهل به احکام پناه می‌برد و از طرفی دیگر اگر شخص جاهل مطلقاً و در هیچ شرایطی معذور نباشد با تساهل و تسامح شریعت هم‌خوانی ندارد چون گاهی جهل از نوعی است که مکلف امکان دفع آن را ندارد و معذور نبودن او در این حالت منافی تساهل و تسامح شریعت است چون در شریعت اسلام کسی قابل مواخذه و بازخواست است که کوتاهی کرده باشد ولی چنین شخصی کوتاهی نکرده است. در بحث مدلول قاعده، فرقی بین این که مغرور کننده عالم باشد و یا جاهل باشد نیست و نیز به این نتیجه دست یافته اند که مدلول قاعده، عام است و در اکثر ابواب فقه جاری و کاربرد دارد و اختصاص به بیع فضولی (فروش
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

A comparative study of the works of science and ignorance of the cave and proud

نویسندگان English

Mohammad Amin Jamei 1
Seyed Hassan Hosseini 2
Hormoz Asadi Koohbad 2
1 PhD student in Fiqh and Fundamentals of Islamic Law, Ramhormoz Branch, Islamic Azad University, Ramhormoz, Iran.
2 Department of Low, Ramhormoz Branch, Islamic Azad University, Ramhormoz, Iran
چکیده English

Ignorance is neither against the ability to perform nor against the ability to oblige, but despite this, the religion of Islam has considered it as one of the causes of relief for the obligee in order to remove embarrassment from the obligee and to tolerate him. But this discount does not mean that ignorance is better than knowledge, therefore the scholars of jurisprudence and principles have set criteria and criteria for the validity of ignorance as one of the causes of discount on the obligee, which neither accept the excuse of ignorance as an absolute nor it They rejected it absolutely, because on the other hand, if an ignorant person is excused absolutely and without any rules, the Islamic rulings are closed and knowledge and ignorance are equal, the obligee becomes indifferent to the duty and in order to escape from Obligation and responsibility take refuge in ignorance in rulings, and on the other hand, if an ignorant person is absolutely and under no circumstances excused, it is not compatible with tolerance and tolerance of the Shari'ah, because sometimes ignorance is of a type that the obligee cannot avoid it and not be excused. In this situation, he is against the tolerance of Sharia because in Islamic Sharia, someone can be impeached and reprimanded for failing, but such a person has not failed. In the discussion of the signification of the rule, there is no difference between being proud of the scholar or being ignorant, and they have reached

کلیدواژه‌ها English

Pride
cave
arrogant
loss
glorification
ابن منظور، محمد بن مکرم. (۱۴۰۵ق). لسان العرب، قم: نشر ادب الحوزه.
ابن منظور، محمد بن مکرم. (۱۴۱۴). لسان العرب، چاپ سوّم، بیروت، دار الفکر للطباعة.
اردبیلى، احمد بن محمد. (۱۴۰۳). مجمع الفائدة و البرهان، چاپ اوّل، قم، دفتر انتشارات اسلامى.
اقری‌پور، منصوره. (۱۳۸۵). معناشناسی شبهه و کاربرد آن در احکام فقهی-حقوقی، مقالات و بررسیها، دفتر ۸۲.
امامی، سیدحسن. (۱۳۷۷). حقوق مدنی، تهران: انتشارات کتابفروشی اسلامیه، چاپ نوزدهم.
امیری قائم مقامی، عبدالمجید. (۱۳۵۶). حقوق تعهدات، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
انصاری شیرازی، قدرت‌الله. (۱۴۲۹). موسوعه أحکام الأطفال و أدلتها، قم، چاپ اوّل، مرکز فقهى ائمه اطهار(ع).
انصاری، شیخ مرتضی. (۱۳۸۲). المکاسب، قم: انتشارات آرموس، چاپ دوم.
اوصیا، پرویز. (۱۳۷۱). «تدلیس»، مجموعه مقالات: تحولات حقوق خصوصی، زیر نظر ناصر کاتوزیان، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
ایرانی ارباطی، بابک. (۱۳۸۵). مجموعه نظرهای مشورتی حقوقی، تهران: انتشارات مجد، چاپ دوم.
آخوند خراسانی، محمدکاظم. (۱۴۰۶ ق). حاشیه بر مکاسب، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.
بازگیر، یدالله. (۱۳۸۲). آراء قطعیت یافته دادگاه‌ها در امور مدنی (مزارعه، مساقات، مضاربه، حواله، قرض، طلب، نکاح و طلاق، خسارت، در قانون تملک آپارتمان‌ها)، تهران: انتشارات بازگیر، چاپ اول.
بجنوردی، سید محمد حسین، (۱۴۱۹ق). قواعد فقهیه، تحقیق مهدی مهریزی و محمد حسین درایتی، قم، نشر الهادی، چ اول، ج1، ص277 .
بحرانى، یوسف بن احمد. (۱۴۲۳). الدرر النجفیة، چاپ اوّل، بیروت، دار المصطفى لإحیاء التراث‌.
بیهقی، احمدبن حسین. (۱۳۵۳ ق). سنن الکبری، هند: انتشارات حیدرآباد، چاپ اول.
تبریزى، جواد بن على. ‌(۱۴۱۷). أسس الحدود و التعزیرات‌، چاپ اوّل، قم، دفتر مؤلف.
جعفری لنگرودی، محمد جعفر (۱۳۷۳). ترمینولوژی حقوق، تهران: انتشارات گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر. (۱۳۳۷). دائره المعارف حقوق مدنی و تجارت، تهران: انتشارات بنیاد استاد.
جوهرى، اسماعیل بن حماد. (۱۴۱۰). الصحاح، چاپ اوّل، بیروت، دارالعلم للملایین.
حاجی ده‎آبادی، احمد. (۱۳۹۱). قواعد فقه جزائی، چاپ سوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
حرّ عاملی، محمد بن حسن. ‌(۱۴۰۹). تفصیل وسائل الشیعة، چاپ اوّل، قم، گروه پژوهش مؤسسه آل البیت(ع).
حسینی مراغی، میرعبدالفتاح. (۱۴۱۸ق). عناوین، قم: مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول.
خمینی، سید روح الله. (۱۳۷۹). کتاب البیع، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول.
خمینى، روح‌اللّه. (1421). کتاب البیع، چاپ اوّل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره).